نمي آزرد دشمن پهلو وبازوي كوثر را
اگر ميداشت باور،داوري در روز محشر را
پيمبر پاره تن خواند زهرا وحيرانم
كه چون باشدمسلمان آنكه سيلي زد پيمبر را
خدا قاضي پيمبر مدعي قاتل چه خواهد گفت
چوشاهد آرد آن مقتول كين ديوار يا در را ؟
زداستان سقيفه داستان دين دگرگون شد
كه بر پشت وپناه دين زدند از پشت خنجر را
از آن ظلمي كه سر زد در سقيفه بعدپيمبر
نشانيها بود در كربلا تنهاي بي سر را
اَلّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفرَج
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 17:28
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 23:46
|
پير ما گفت شهادت هنر مردان است عقل نامرد در اين دايره سرگردان است
پير ما گفت كه مردان الهي مردند كه به دنبال رفيق ازلي مي گردند
شهدا رفتند و ما مانده ايم . براي جانبازان که ماندن چه کرديم ؟
براي آزادگان چه کرديم؟ براي خانواده شهدا چه کرديم ؟
آي كساني كه دم از شهدا مي زنيد مرد باشيد و بر سر عهد و پيمان خود بمانيد تا نكند پشيمان و سرافكنده و روسياه در محضرشان شويم .
خجالت مي کشم . خدايا تو خودت مي داني در دل و قلب من چه مي گذرد .
.............................
در باغ شهادت را بستند ...
اينجا كجاست؟ ما كيستيم... شما كه بوديد؟ و كجاييد؟ بگرييم، گريه مگر دوا كند ... ميگرييم اما زهي تاسف كه گريه نيز دوا نميكند ... كاش كه در شهادت باز بود و ...
و من اينک اينجا نشسته ام و همچنان به شرمندگي خود فکر مي کنم که آنها که بودند و من که هستم؟ آنها چه کردند و من چه مي کنم؟ آنها چطور بودند و من الان چطورم ؟؟؟
شهدا را ياد کنيم . شده با ذکر يک صلوات .

+ نوشته شده در جمعه 14 بهمن1390ساعت 20:57
|
در چشم انداز سرخ و خط خونين شهادت ، محرم جلوه اى ديگر دارد و جلائى نو!
و در آسمان پر ستاره ايثار و جهاد، عاشورا چونان كوكبى خونين درخششى ويژه دارد.
آرى ... آنك خداى خواست كه خون را به قيام بيند و رايت سرخ حقيقت و راستى را به تماشا ايستد، خو اى ، ذلت باطل و پليدى را به نظاره بنشيند.
.............. ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 14:27
|
دل به مهر آل احمد منجلى داريم ما
والى ملك ولايت را ولى داريم ما
اينهمه نعمت كه مى بينى به ما بخشيده اند
از يم جود حسين ابن على عليه السلام داريم ما
شهادت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) واقعه اي
بود كه در تاريخ اسلام مهم ترين نقش را ايفا كرد ومسير تاريخ اسلام را تغيير
داد.شهادت آن حضرت درسي براي حركت،نهضت، مقاومت واستقامت تا روز قيامت به انسان ها
آموخت . از اين رو بحث وگفت وگو نمي تواندخاطره اين حماسه بزرگ را زنده نگه دارد. بايد
كاري كردكه حزن مردم برانگيخته شود؛ اشك ها از ديده ها جاري گردد وشور وعشق در دل
ها پديد آيد،آنچه مي تواند در اين زمينه نقش موثري ايفا كند، مراسم عزاداري
وگريستن است .بحث وگفت وگو نمي تواند انسان را شهادت طلب كند و او را به صحنه جهاد
بكشاند.چنان كه عشق به امام حسين(عليه السلام) وعبرت گرفتن از حادثه عاشورا بود كه
سختي ها ومصيبت هاي هشت سال جنگ را برمردم ايران هموار ساخت .روحيه جهاد وشهادت از
سوز، اشك، عشق وشور همراه با شعور پديد مي آيد،و عزاداري امام حسين(عليه السلام)
بهترين راه وصول به اين روحيه است .
+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 14:7
|
بسيجي يعني چه كسي ؟؟
يعني فقط گروهي از بچه ها كه از سر و رويشان مظاهر مذهبي بودن مي بارد وبرخوردها ونوع صحبت كردنشان آدم ر ابه ياد جبهه هاي جنگ مي اندازد ؟؟؟
نه - معلومه كه - نه
.............. ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 21:44
|
اردوی جهادی ، اعتکافی کوتاه در میان حاشیه ها و به حاشیه رانده شده ها .
ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم.»
کسانی که ایمان آوردهاند و آنان که مهاجرت کردهاند و در راه خدا جهاد نمودهاند، به رحمت خدا امید دارند و خدا آمرزنده و مهربان است. (بقره – 218)
ان الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله و الذین اووا و نصروا اولئک بعضهم اولیاء بعض و المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر.
آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد کردند و آنان که مهاجران و پیکارکنندگان را پناه دادند و یاری نمودند. این چنین مردانی با یکدیگر ولایت و پیوند و دوستی و همکاری دارند و مردان و زنان مومن برخی دوست و یاور برخی دیگر هستند و آنان را به خیر امر میکنند و از منکر باز میدارند. (توبه – 71)
و بشارت است مهاجران مجاهد را به ولایت و اخوت؛
+ نوشته شده در شنبه 19 شهریور1390ساعت 12:4
|
براى راهيابى به اسرار عبادت نشانه هايى است كه برخى از آنها عبارتست از اينكه آنچه شرط صحت و قبولى طولى عبادات است نه شرط عرضى وى از اسرار آن محسوب مى شود؛مثلا طهارت شرط صحت نماز است.
يقول له كن فيكون (1) و عناوين : اسلام (2)، تسبيح (3)، سجده (4)، عبوديت (5) و اطاعت (6)، كه در قرآن كريم آمده است ناظر به همين مطلب مى باشد، و كفر تكوينى معقول نبوده و نفاق يا عصيان طبيعى متصور نمى باشد، و اين همان جبر على است كه غير از اشعرى جبرى همه صاحب نظران عقلى آن را پذيرفته اند، و اما اشاعره بر پايه پندار اولويت و نفى ضرورت على آن را در نظام تكوين رد كرده اند، چون اصل عليت فلسفى را به جبرى عادت مبدل ساخته و ربط ضرورى را انكار نموده اند.
اگر عليت به نشان ارجاع شود، پيروى مظهر از ظاهر و اسلام و تسبيح و سجده و عبوديت و اطاعت همه مظاهر در برابر ظاهر خويش روشن تر خواهد بود؛زيرا صورت مرآتى جزء خضوع در پيشگاه صاحب صورتسمتى ندارد.
2 - در نظام تشريح كه اساس هر گونه آزمون و تكامل اختيارى است هيچگونه جبر يا تفويضى راه ندارد و موجود متفكر مختار كه در قلمرو قانون قرار مى گيرد در انتخاب راه خويش آزاد و در ادامه آن مختار و در قبول و نكول آن رها و در هماهنگى درون و بيرون يا ناهماهنگى آن به نام ايمان يا نفاق مخير است ، زيرا بدون آزادى نه آزمون ميسر است و نه تكامل ممكن خواهد بود.
محدوده نظام تشريع از قلمرو تكوين كمتر است ، چون در غير موجود آگاه آزاد راه ندارد، ليكن منطقه پيروى يا تمرد در قاره تشريع بيشتر مى باشد، لذا برخى از قوانين تشريع بدست نسيان سپرده شده و عده اى به بوته عصيان فرو مى روند، و بعضى به لوث نفاق و گروهى به شائبه ريا آلوده مى گردند و سرانجام برخى سهم خلوص يافته و بطور ناب و پيراسته محقق مى شوند.
لذا اسلام و كفر، ايمان و نفاق ، اطاعت و عصيان و نيز صواب و خطا و خلاصه حق و باطل در فرهنگ قرآن كريم مخصوص نظام تشريع بوده و در حيطه تكوين جز اسلام و اطاعت و صواب و خلاصه حق چيز ديگرى يافت نمى شود، زيرا زمام هر موجودى در نظام تكوينى بدست خداى سبحانست و كار خداوندى نيز بر صراط مستقيم مى باشد (7) و اگر ضلالت و بطلان و مانند آن درباره برخى از موجودهاى عالم طبيعت مطرح مى شود يا ناظر به نظام تشريع است و يا امرى است نسبى نه نفسى ، زيرا موجود عينى متن حق و صوابست و نسبت به مبدء فاعلى خود مطيع محض .
3 - هر اسمى از اسماى حسناى حق اقتضايى دارد كه با زبان برهان مى توان آن را حد وسط استدلال قرار داد و نتيجه گرفت .
.............. ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 17:3
|